کل کل با بابا مجید
با صدای جیغ و داد اومدم تو هال خونه مامان فری اینا که بابا مجید حرص کیانی رو در آورده بود چونکه بهش گفته کوچولو
کیان: آرتان و شایان و سپهر رو با خواخرشون و مامان باباهاشون رو میارم میگم به من گفتی کوچولو
بابا مجید: من خودم با شمشیر نصفت می کنم
کیان: (دست کنار صورت) الو آرتان بیا اینجا . زود از خیابون چهارم خودتو برسون بیا اینجا . خدافس
بابا مجید: (تقلید از کیان دست کنار گوش) الو اژدها بیا اینجا سریع خودتو برسون این کیان رو آتیش بزن
کیان: الو مار خودتو برسون بیا اینجا بابا مجید رو نیش بزن
بابا مجید: الو دیو هفت سر بیا
کیان: الو فلانی بیا بابا مجید رو نصف کن . سوسک سوسمار بیاین بابا مجید رو بخورین و گاز بگیرین
بابا مجید: الو نهنگ بزرگ دریاها بیا اینجا
کیان یه لحظه مکث بعد: الو دلفین بیا با خودتم یه ماهی بزرگ نیش دار رو بیار (یعنی حواس نهنگ بابا مجید پرت بشه با ماهی)
بابا مجید: الو اژدها چرا نیومدی تو بیا زودم بیا
کیان: (حالا یواشکی داره میره تو راهرو ) الو اژدها بیا با هم دوست بشیم
یعنی:
من قربون این همه نقشه چینی و حل مشکلت بشم عشق من
دو روز قبل دو تا از دوستامون اومده بودن خونمون خاله شیرین با دخملی سارینا جیگر و خاله مرجان.
به کیان گفته بودم چون تو پسر خوبی بودی و سارینا هم دختر خوبی بوده قراره هم رو ببینین و با هم بازی کنین. خیلی اون روز بهشون خوش گذشت. فرداش رفتم دنبالش مهد میگه سارینا اومده؟ میگم نه سریع می گه: یعنی سارینا دختر خوبی نبوده؟
یعنی:
من فدای اعتماد به نفست بشم که به مغزتم خطور نکرده شاید تو پسر خوبی نبوده باشی
راستی آقا پسرمون برگشته مهد درین... می دونین که ... بس که شیرین زبون شده بود و به شدت ادب و نزاکت رو رعایت می کرد.
ای وای این کارتون رکس خیلی هیولاهای زشت و ترسناکی داره. اومدم بزنم یه چیز دیگه میگه من. همین. رو. می وخوامممممممممم.... می گم مامانی این مناسب نیست میگه می دونم میترسی تو نگاه نکن ترسناکه... اونوقت از یه غول خنگ تو یه کارتون ایرانی که واقعاْ خنده است می ترسه میاد پشت من قایم میشه.

کل کل با بابا مجید
